31 راز عشق
یه فایل با فرمت PDF براتون گذاشتم که محتواش
۳۱ راز در عشق و پایداری اونه که میگه چطور
باید یک عشق جاویدان داشت حجمش کمه پس
حتما دانلود کنید.

حجم : ۹۹ کیلوبایت
هرچی بخوای پیدا میشه
یه فایل با فرمت PDF براتون گذاشتم که محتواش
۳۱ راز در عشق و پایداری اونه که میگه چطور
باید یک عشق جاویدان داشت حجمش کمه پس
حتما دانلود کنید.

حجم : ۹۹ کیلوبایت
امروز براتون یه پست استثنائی و ویژه زدم
برای جبران مدت زیادی که آپ نکردم . حالا
این پست رو زدم که نگید رادی ۰۱ بده .
این پست که شما برای دیدنش به ادامه ی
مطلب می رید و نظر هم میدید ۱۰۰ تا اس ام اس
باحال شامل خنده دار - سرکاری - عاشقانه -
جمله های فلسفی و .... هست که واقعا خوندن داره
پس منتظر چی هستید؟
برای دیدن اس ام اس ها به ادامه ی مطلب بروید
» اگر اسکلت از بالای ديوار به پائين بپرد چه می شود ؟
- هیچ وقت اينکار را نمی کند ، چون جگر نداره
» ژاپنی ها به گوساله چه می گويند ؟
- نی نی گاوا !!
» فرق بين عينک و تفنگ چيست ؟
- عينک را می زنند و می بينند ولی تفنگ را می بينند و می زنند
» دندان کرسی چه فايده ای دارد ؟
- در زمستان ما را گرم می کند
» چرا آب هنگام جوشيدن قل قل می کند ؟
- چون ميکروبهای آن می سوزند و فرياد می کشند
» اگر قلب کسی ایستاد چه می کنيم ؟
- برایش صندلی می گذاريم
» اگر يک زنبور داخل دهان گربه رود ، گربه چه می گويد ؟
- ميوز ...... ميوز
» چرا دوچرخه خودش نمی تواند بايستد ؟
- چون خيلی خسته است.
» چطور ميشود چهار نفر زیر یک چتر بايستند و خيس نشوند ؟
- وقتی هوا آفتابی باشد.
» چطور می توان یک پرنده را به راحتی کشت ؟
- آن را از بالای صخره به پائین پرتاب می کنيم.
» چرا بعضی ها نمی توانند يخ درست کنند ؟
- چون هميشه دستور العمل تهيه را فراموش می کنند.
» اگر اسکلت از بالای ديوار به پائين بپرد چه می شود ؟
- هیچ وقت اينکار را نمی کند ، چون جگر نداره
» ژاپنی ها به گوساله چه می گويند ؟
- نی نی گاوا !!
» فرق بين عينک و تفنگ چيست ؟
- عينک را می زنند و می بينند ولی تفنگ را می بينند و می زنند
» دندان کرسی چه فايده ای دارد ؟
- در زمستان ما را گرم می کند
» چرا آب هنگام جوشيدن قل قل می کند ؟
- چون ميکروبهای آن می سوزند و فرياد می کشند
» اگر قلب کسی ایستاد چه می کنيم ؟
- برایش صندلی می گذاريم
» اگر يک زنبور داخل دهان گربه رود ، گربه چه می گويد ؟
- ميوز ...... ميوز
» چرا دوچرخه خودش نمی تواند بايستد ؟
- چون خيلی خسته است.
» چطور ميشود چهار نفر زیر یک چتر بايستند و خيس نشوند ؟
- وقتی هوا آفتابی باشد.
» چطور می توان یک پرنده را به راحتی کشت ؟
- آن را از بالای صخره به پائین پرتاب می کنيم.
» چرا بعضی ها نمی توانند يخ درست کنند ؟
- چون هميشه دستور العمل تهيه را فراموش می کنند.
یه چند تا اس ام اس سره کاری میذارم امیدوارم خوشتون بیاد.
-----------------------------
وقتي باران مي بارد همه چيز زيبا مي شود گلها، درختان، . . . همه چيز!
ميگما تو هم برو زير بارون شايد يه فرجي شد
---------------
عزيزم دنيا ديگه مثل تو نداره ,
نداره نه ميتونه بياره ...چون نسل دايناسورا منقرض شده
----------------
يه روز تو رو تو كوچه ديدم و عاشقت شدم....فرداش تو خيابون ديدمت و ديوونت شدم...... امروز تو اتوبان ديدمت خدا آخر و عاقبتم و به خير كنه!...عجب الگانسي هستی
----------------
فرخنده ميلاد باسعادت دومين گوسفند شبيه سازي شده بر شما و ساير گوسفندان اين مرز و بوم مبارک باد
-----------------
تو نیکی میکنو در دجله انداز ,خودم شیرجه میرم درش میارم
-----------------
ضرب المثل جديد : 1- چاه مکن بهر کسي ، خسته ميشي.2- ديگ به ديگ چيزي نمي گه 3- شلوار مرد که دو تا شد ، حال مي کنه 4- گر صبر کني ، زير پات علف سبز مي شه 5- صلاح مملکت خويش ، رئيس جمهور داند 6- جوجه رو هروقت بشمري جيک جيک مي کنه 7-کوه به کوه نمي رسه ، ميّت رو زمين نمي مونه 8-آشپز که دوتا شد هيچ کدوم غذا درست نمي کنن
يادواره
مهندسي
بسي رنج بردم
در اين سال سي / كه مدرك بگيرم زبد شانسي
نشد، دادم از
كف همه زندگي / نهادم به سر افسر بندگي
نبودم اوائل
چنين ناتوان / ببودم به سر موي و بودم جوان
نه تن خسته و
ناتوان بودمي / نه اينگونه نامهربان بودمي
نه اهريمني
طينتي داشتم / نه بر خوي بد عادتي داشتم
كنون بشنويد
اينكه بيچاره من / چنان گشتهام اينچنين اهرمن
بود شرح احوال
من بس دراز / ولي قطره آن گويم از بحر، باز
به هوش و خرد
شهره بودم به شهر / نبودي چو من درسخواني به دهر
به كنكور در
رزم كنكوريان / زدم تستها را يكي در ميان
به كف آمدم
رتبهاي زير صد / نيارد چو من رتبه كس تا ابد
خيالم كه ديگر
مهندس شدم / نبودم خبر زينكه مفلس شدم
به خود وعدهاي
نيك دادم همي / كه چون در خط درس افتادمي
بيابم اگر صد
هزاران كتاب / زنم از خوراك و ميرم ز خواب
چنانش بخوانم
به روزانه شب / كه خود گردم از كار خود در عجب
وليكن چو پايم
بدينجا رسيد / نبيند دو چشمت كه چشمم چه ديد
به هنگامه ثبت
نامم دمار / برآمد به يك روزه هفتاد بار
به «آموزش»اش
چون گذارم فتاد / رخ سرخ من رو به زردي نهاد
چو دادندمي صد
هزاران ورق / به رخساره زردم آمد عرق
چنان بي كس و
خسته ماندم به صف / كه رست از كف كفش مخلص علف
پس از آن چو
ديگر به صف ماندگان / به يك نمره گشتم من از بنديان
بماند، پس
نمرهاي گم شدم / جدا از خود و شهر و مردم شدم
به خود گفتم
اين زندگي بهتر است / ره دانشم راه پر گوهر است
گذشتم از آن
فكر پيشينهام / كه من ديگر آن شخص پيشين نه ام
به من چه كه
ديگر كسان چون كنند / به من چه، چه در كار گردون كنند
به من چه
فلاني دل آزرده است / به من چه خر مش رجب مرده است
گذشتم از آن
فكر پيشينهام / كه من ديگر آن شخص پيشين نه ام
كه دانش چراغ
ره آدم است / كليد در گنج اين عالم است
چو فرصت غنيمت
شمارم كنون / مرا علم و دانش شود رهنمون
پس از آن به
مكتب نهادم چو پا / ز يك درب چوبي بسي بي صدا
به رزم اندر
آمد يكي اوستاد / بگفتا شكاري به دام اوفتاد
بچرخيد و
گرديد و غريد و گفت / در اين پهنه يكدم نشايد كه خفت
كه من دكترا
از فلان كشورم / يل سر سپاه فلان كشورم
كنون گفته
باشم به آغاز درس / ز كس گر نترسي، ز مخلص بترس
بگفتم كه درست
بسي ساده است / كدامين خر ز درست افتاده است؟
بگفتا كه درسم
بسي مشكل است / خيالات تو اي جوان باطل است
چنانت بكوبم
به گرز گران / كه پولاد كوبند آهنگران
پس از آن
سخنها و آن سرگذشت / دوماهي چو از آن سخنها گذشت
رياضي يكم
نمره بر شيشه زد / هزاران غمم تيشه بر ريشه زد
علومي چو بر
بنده لشكر كشيد / سپاه معارف به دادم رسيد
يكي بيست
بگرفتم از ريشهها / نشد كارگر زخم آن تيشهها
پس از آن
معارف ز من قهر كرد / دهانم ز تلخي چنان زهر كرد
به تالار و در
گرمي ماه تير / بيامد ز در اوستادي چو شير
بگفتا كه در
رزم نام آوران / بدان، خوان اول بود امتحان
فراهم شد از
جمع ما لشگري / يكي پهلوانتر از آن ديگري
اتودها كشيده
همه از نيام / كه بايد نمودن به دشمن قيام
چو آمد فرود
آن يل از پشت زين / ببست افسار رخش خود بر زمين
كشيد از نيامش
سوالات را / بگفتا كه حل كن محالات را
سپه را به يك
غرش آرام كرد / يلان را چنان اسب خود رام كرد
بگفتا كه درسم
بسي ساده است؟! / كدامين كس از درسم افتاده است؟!
كنون گر تواني
برو بچهجان / به فني زبندم تو خود را رهان
نشستم چنان
سنگ بر صندلي / به خود گفتمي اينكه ول معطلي
برو فكر ديگر
بكن اين جوان / مگر ترم ديگر شوي پهلوان
شدم بر خر نحس
شيطان سوار / دو صد حيله را چون نمودم قطار
به يك روزه
صدها گواهي بكف / به ظاهر پريشان و در دل شعف
بگفتم كه من
موقع امتحان / ببودم به بستر بسي ناتوان
كه رحمي كن اي
پهلوان رهنما / بيا بر من اكنون تو راهي نما
كنون تا نيفتم
به حال نزار / برونم كش از پهنه كارزار
دو ترمي در
اين نابرابر نبرد / دگر از چه آرم سرت را به درد
هزاران كلك را
زدم بيش و كم / كه شايد برون آيم از پنچ و خم
رهي پرفراز و
خم اندر خم است / در اين ره هزاران چو من رستم است
يكيشان به رخش
و يكي مرده رخش / يكي با درفش و يكي بي درفش
هر اينك در
انديشه كارزار / مگر آخر آيد غم روزگار
گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند، آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند.
وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقا توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان.
آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش 4 روز طول کشيد ،دوميش 3 روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد
گضنفر جان،آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم.
پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800، 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا، چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه.
ببخشيد معطل شدي. جعفر جان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت.
ديروز خواهرت فاطي را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مايو يه تيکه بپوشن. اين دختره هم که فقط يه مايو بيشتر نداره،اون هم دوتيکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جايي قد نميده. خودت تصميم بگير که کدوم تيکه رو نپوشي.
اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي.
راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد!شرمنده.
همين ديگه .. خبر جديدي نيست.
قربانت .. مادرت.
راستي:گضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، ولي وقتي يادم افتاد که ديگه خيلي دير شده بود و اين نامه را برايت پست کرده بودم.
پرسيدم عشق چيست؟ گفت: آتشي است. گفتم مگر آن
را دیده ای؟ گفت نه در ان سوخته ام
************ ***
قلب آدم مثل جزیره دور افتاده است اینکه کسی واسه
اولین بار پا به این جزیره می گذاره مهم نیست مهم اون
کسی که در جزیره می مونه و نمیره
************ ***
يکي از بهترين ها مي گويد:
اگر کسي واقعاً يکي را دوست داشته باشد،
بيشتر از اينکه بهت بگه دوست دارم ميگه مواظب خودت باش،
پس مواظب خودت باش.
************ ***
من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو.
به دو چيز اعتقاد دارم يكي خدا و ديگري تو
من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو و ديگري خوشبختي تو
من اين دنيا را براي دو چيز ميخواهم يكي تو و ديگري براي با تو موندن
************ ***
هر انسان لبخندی از خداست
تبریک به تو که زیباترین لبخندی
************ ***
بهترين لحظه زمانيست که فکر ميکنی فراموشت کردم امّا
ناگهان اس ام اسي از طرفه من ميرسه که ميگه:
ميميرم برات
لره باباش ميميره، ميره خاکش کنه، جو ميگيردش، فيتيله پيچش هم ميکنه
************************************************
بقیه در ادامه ی مطلب
* اگر مردي و زني به قصد چت خصوصي وارد مسنجر شوند ، واجب است كه قبل از شروع چت ، صيغهء حلاليت مجازي بين آن دو جاري شود . اين صيغه به صورت لوگو در دسترس همه افراد قرار مي گيرد تا با كليك به روي آن به صورت خودكار جاري گردد.
* كليك كردن هر دو نفر مستحب است.
* بديهي ايست كه اين صيغه ، تنها تا باز بودن پنجرهء چت اعتبار دارد و با بسته شدن پنجره ، چه سهون و چه عمدن ، صيغه خود به خود فسخ مي گردد.
* اين نوع صيغه فقط مختص زنان بيوه مي باشد.زنان بيوه مجاز به باز كردن همزمان دو پنجرهء چت يا بيشتر از آن نيستند.
* دختران و زنان متاهل فقط مي توانند از صيغهء مجازي محرميت استفاده كنند و حق استفاده از صيغهء مجازي حلاليت را ندارند ( چت در حد سلام و احوالپرسي و با درصد اروتيك كمتر) .
* صيغهء مجازي محرميت ، همچون صيغهء مجازي حلاليت ، به صورت لوگو در محل مناسب قرار خواهد گرفت.
* تمام احكام جاري شدن و فسخ اين دو نوع صيغه يكسان مي باشد.
* مردان متاهل حق باز كردن بيش از چهار و مردان مجرد پنج پنجرهء توامان چت را ندارند.
* فرستادن هر نوع ايكون بعد از جاري شدن صيغه حلال مي باشد.
* چنانچه ايكوني قبل از جاري شدن صيغه ارسال گردد ، اين ايكون حرام زاده بوده و احكام ايكون هاي حرمزاده در مورد آن مصداق دارد.
* اگر به هر علت غير ارادي ، مثل وقوع زلزله ، تسك كردن ناگهاني سيستم ، قطع شدن كانكشن يكي از دو طرف و قس الي الهذا ، ايكوني قبل از جاري شدن صيغه ارسال گردد ، احكام ايكون هاي حرامزادهء مشبهه بر آن صادق است.
* بستن پنجرهء چت به اختيار مردان مي باشد . چنانچه زني قبل از مرد اقدام به بستن آن بكند ، واجب است تا 4 روز عدهء پنچرهء بسته شده را به جا بياورد . قبل از پايان عده ، حق چت با هيچ ذكور ديگري را ندارد.
* چنانچه زن متاهلي با يا بدون جاري شدن صيغهء مجازي حلاليت اقدام به چت با مردي بكند ، اين چت به منزلهء زناي محصنهء مجازي بوده و حد سنگسار مجازي بر او لازم مي گردد.
* اگر مردي اقدام به چت با زني متاهل بنمايد ، با علم به متاهل بودن زن ، حتي در صورت جاري شدن صيغهءمجازي حلاليت حد تعزيري شلاق اينترنتي بر او لازم مي گردد.
* زنان و مردان مشمول صيغهء مجازي حلاليت ، در صورت چت كردن بدون جاري نمودن صيغه ، در بار اول و دوم و سوم به حد تعزيري شلاق اينترني محكوم شده و در صورت تكرار در بار چهارم مصداق مفسد ( ه ) في النت بوده و اجراي حكم اعدام اينترنتي بر آنان لازم است.