تبليغاتX
123 بیا تو

123 بیا تو

هرچی بخوای پیدا میشه

ولفگانگ آمادئوس موتزارت

«ولفگانگ آمادئوس موتزارت» Wolfgang Amadeus Mozart موسيقي دان نابغه ي اتريشي در 27 ژانويه ي 1756 در «سالزبورگ» (1) اتريش به دنيا آمد و در پنجم سپتامبر 1791در «وين» درگذشت. پدرش «لئوپولد موتزارت، آهنگساز و ويولونيست بود و فرزندان خود «نانرل» (2) ، «ماريا آنا» (3) خواهر موتزارت و «ولفگانگ» را از کودکي به موسيقي آشنا کرد.

وقتي «لئوپولد» (4) درس پيانو را با دختر 7 ساله ي خود آغاز کرد «ولفگانگ» سه ساله بود و با علاقه ي زيادي به دست هاي خواهر خود و تعليمات پدرش گوش مي داد و بعد از کار آنها، خود به زحمت از صندلي بالا مي رفت و پشت پيانو مي نشست و غالباً با دو انگشت کوچک خود درجه ي سوم را روي پيانو مي گرفت و از شنيدن اين دو صداي مطبوع که ساده ترين آکورد موسيقي است لذت مي برد. در چهار سالگي پدرش سعي کرد به او منوئت و قطعات ساده اي بياموزد. ولفگانگ يک منوئت را در نيم ساعت و يک قعطه ي بزرگتر را در يک ساعت مي آموخت و بالاخره در پنج سالگي شروع به تصنيف آهنگ کرد.

اولين منوئت «ولفگانگ» چنان ماهرانه ساخته شده بود که توجه پدرش را جلب کرد و امروز اين قطعه در موزه ي «موتزارت» در «سالزبورگ» ضبط است. استعداد خارق العاده ي «ولفگانگ» باعث شد که پدرش براي معرفي او به شهرهاي ديگر مسافرت کند و به اين منظور او را در شش سالگي همراه خواهرش به «مونيخ» ، «وين» ، «وروتنبرگ» ، «فرانکفورت»، «آخن» و «بروکسل» برد و در کنسرت هايي که براي آنها ترتيب داد «موتزارت» کوچک ويولن مي زد و خواهرش پيانو مي نواخت. نخستين اثر معروف «موتزارت» چهارسونات براي کلاوسن بود که «موتزارت» در سفر پاريس نوشت و آن را به مادام «ويکتوار دوفرانس» تقديم کرد. در سفر پاريس «نانرل» نيز همراه بود و در کنسرت اين دو کودک لوئي 15 و «مارکيز دوپمپادور» نيز حضور داشتند. در سفر انگلستان که يک سال و نيم طول کشيد «ولفگانگ» با «يوهان کريستيان باخ»، کوچکترين فرزند باخ بزرگ آشنا شد و تحت تأثير آثار ارکستري او نخستين سمفوني خود  را  نوشت و در مدت اقامت در انگلستان شماره ي سمفوني هاي او به شش رسيد. پس از انگلستان «لئوپولد» مسافرت هاي ديگري به شهرهاي فرانسه و سويس کرد اما ولفگانگ به واسطه ي کار فوق العاده و تغيير محيط چند بار به سختي مريض شد، به همين علت غالباً لئوپولد را متهم مي کردند که براي شهرت خود فرزندش را به کارهايي که فوق طاقت او بود مي گمارد و استعداد او را وسيله ي تجارت قرار مي دهد. اما لئوپولد شخصاً مردي جدي و پر کار بود و عقيده داشت نبايد استعداد فرزندان خود را عاطل بگذارد. هنگام مراجعه به «وين» به سال 1768 موتزارت نخستين اپرا بوفاي ايتاليائي «دختر ساده» و همچنين يک مس مذهبي تصنيف کرد، در اين زمان فقط 12 سال از عمر او مي گذشت. در 14 سالگي موتزارت همراه پدرش به ايتاليا رفت و در ميلان اپراي معروف او به نام «مهرداد پادشاه پونتو» چنان موفقيت يافت که در نمايش اول تماشاگران مکرر فرياد مي کشيدند: زنده باد استاد کوچک و در همان سال اپراي او بيست دفعه در «اسکالا» (5) به مورد اجرا گذاشته شده. در سفر رم وقتي موتزارت در کليساي « سيکستين» (6) آواز «ميزرر» (7) اثر «آلگري Allegri»  (1582-1652) را شنيد، با يکبار شنيدن توانست از حفظ آن را بنويسد. «پاپ کلمان چهارده» که به «گلوک» لقب شواليه اعطا کرده بود، اين بار همان لقب را به «موتزارت» داد و او را «شواليه دوموزار» ناميد. در مراجعت به وين موتزارت با «هايدن» آشنا شد و بعدها او را «پاپاهايدن» مي خواند. در سال 1787 موتزارت به قصد مسافرت به پاريس به «مانهايم» (8) رسيد و در آنجا آشنايي او با دختر آوازخواني به نام «آلويزيا وبر» (9) تأثير عميقي در او کرد. «آلويزيا» دختر سبک سري بود و نمي توانست روح عالي او را دريابد ولي موتزارت که جوان حساس بود طبعاً به اين دختر ظريف علاقه پيدا کرد. به طوري که وقتي مجبور شد به دستور پدرش «مانهايم» را ترک کرده به پاريس سفر کند هيچگاه خاطره ي چند روزي که در «مانهايم» گذشت از نظرش فراموش نشد.

«موتزارت» در پاريس برخلاف سفر اول موفقيتي پيدا نکرد. يک سمفوني که امروز به نام سمفوني پاريس مشهور است و يک بالت کوچک به نام «Les Petits Riens»  براي اهل اين شهر تصنيف کرد، همچنين آشنايي او با دوک «دوگين» و دخترش که فلوت و هارپ مي نواختند باعث شد که کنسرتوي فلوت و هارپ را براي آنها بسازد. ولي از حيث مادي در مضيقه بود. مادرش نيز در اين هنگام درگذشت و او بعد از ناکاميهاي بسيار تنها با يک اميد به «مانهايم» برگشت و خيال مي کرد «آلويزيا» همچنان منتظر مراجعه او است. اما دخترک که در اين مدت شهرتي يافته بود با وجود قول و قرارهايي که گذاشته بود پيشنهاد ازدواج او را رد کرد. اين نخستين ضربه ي روحي موتزارت بود ولي او در برابر آن پايداري کرد و در جواب «آلويزيا» آهنگي ساخت که مطلعش اينست: «من دختري که مرا نمي خواهد ترک مي کنم» اما اين حادثه او را در زندگي و هنرش پيش برد. در مراجعت به «سالزبورگ» موتزارت انقلابي در آثار خود به وجود آورد. آغاز سال 1779 مقارن با شاهکارهاي وي است. در پايان همين سال نخستين اپراي بزرگ او «ايدومنئو» (10) در اپرا سريا تصنيف شد و او آن را به درخواست اپراي مونيخ در آن شهر به مورد اجرا گذاشت. در وين پارتيناي خود را براي سيزده ساز بادي نوشت و اين آهنگ نماينده ي هارموني عالي موتزارت است. در سال1782 موتزارت که «آلويزيا» و خانواده ي «وبر» را فراموش نکرده بود با «کنستانس» خواهر کوچک «آلويزيا» ازدواج کرد و همين وصلت او را به ايجاد نخستين زينگ شپيل آلماني «دستبرد در سرا» رهبري کرد. از تاريخ نگارش «عروسي فيگارو» اثر «بومارشه» (11) نويسنده ي فرانسوي فقط دو سال گذشته بود که موتزارت به فکر افتاد آن را به آهنگ اپرا در آورد. در آن زمان اين نمايشنامه ي انتقادي و سياسي مورد بحث محافل واقع شده بود. موتزارت طي يک سال به تصنيف آن موفق شد و توانست اثري بديع و کاملاً جديد به اهل هنر تقديم نمايد و در سال 1786 آن را به مورد اجرا گذارد.

موفقيت اين اپرا بخصوص در «پراک» باعث شد که وي سمفوني شماره ي 38 خود را به نام «پراک» بنويسد و همانجا بود که نخستين بار اپرا «دون ژوان» (12) را به سال 1787 نمايش داد. شاهکار موسيقي ارکستر موتزارت در سال 1788 پيدا شد. کنسرتوي پيانو در رماژور معروف به «تاجگذاري» از يادگاريهاي اين دوره است. ولي مهمترين کار موتزارت سه سمفوني است که امروز به نام «سه سنفي بزرگ موتزارت» مشهور است و در تابستان اين سال تصنيف شده، اين سمفونيها آخرين سمفونيهايي است که وي نوشته است. «همه اين طور رفتار مي کنند» يکي از اپراهاي ايتاليايي موتزارت در 1789 به معرض نمايش گذاشته شد و «کوئينت رماژور» براي کلارينت و سازهاي  زهي نيز مربوط به همين دوره است. در اواخر سال 1790 موتزارت سفري به «فرانکفورت» کرد ولي او ابداً به فکر آسايش نبود و چنان به کارهاي طاقت فرسا مشغول بود که رفته رفته سلامت خود را از دست داد، با اين حال در ده ماه اول 1791 توانست آثار بزرگي به وجود آورد، از ميان آنها دو اپراي بزرگ «ني سحرآميز» و «کلمانس دو تيتوس» (13)، «آوه وروم» (14) فانتزي در رمينور و کوئينت زهي در مي بمل بسيار معروفند. در اواخر عمر موتزارت ، مرد ناشناسي او را به نوشتن يک «رکويم Rquiem» (آواز مذهبي براي مردگان) تشويق کرد.

موتزارت بعد از اتمام « ني سحر آميز» به تصنيف رکويم پرداخت ولي مشغله ي زياد او را چنان فرسوده کرده بود که پيش از اتمام رکويم مريض و بستري شد. يک روز پيش از مرگ خوانندگان را به بالين خود خواست تا رکويم او را اجرا کنند ولي فقط تا قطعه ي «لاکريموزا» (15) توانست آنها را هدايت کند و پس از آن توانايي خود را از دست داد. فرداي آن روز موتزارت در عين جواني، زماني که فقط سي و پنج سال داشت مرد. آن روز هوا به شدت طوفاني بود و باران به سختي مي باريد زن موتزارت مريض و بستري بود و نتوانست در تشييع جنازه ي او شرکت کند تشييع کنندگان جنازه نيز به واسطه ي شدت باران از وسط راه برگشتند و تأسف جبران ناپذيري به جهت حق ناشناسي خود براي بازماندگان موتزارت و همه ي دوستداران باقي گذاشتند، زيرا موتزارت را در محلي دفن کردند که روز بعد هيچکس مکان آن را پيدا نکرد و آرامگاه موتزارت يکي از بزرگترين نوابع موسيقي براي هميشه مجهول ماند. آثار پيانوي موتزارت 19 سونات براي دو دست، پنج سونات براي چهار دست، يک سونات براي دو پيانو، چهار فانتزي و تعداد کثيري «وارياسيون» (16) و فوگ است. موزات سرنادهايي به يادگار گذاشته است که از سرنادهاي او يک آهنگ کوچک شب و سرناد «هافنر» (17) معروف است. از موتزارت 41 سمفوني به يادگار مانده است. سمفوني پاريس، سمفوني هافنر (شماره ي 35)، سمفوني «لينس» (شماره ي 36)، سمفوني پراک (شماره ي 38) و سه سمفوني آخر شماره ي 0 39 و 40 و 41)، «ژوپيتر» از بهترين آثار موسيقي سمفونيک در قرن هيجدهم است. موتزارت 42 سونات ويولن و پيانو از خود باقي گذاشته است. موتزارت به دو سبک آلماني و ايتاليايي اپرا ساخت و در اين رشته نيز شاهکارهايي به وجود آورد. وي در اپراي آلماني «دستبرد در سرا» و «ني سحر آميز» را به وجود آورده و در اپراي آلماني مقام شايسته اي احراز کرده است. «ني سحر آميز» در حقيقت يک اپراي رمانتيک و به منزله ي مقدمه ي تأسيس اپراي ملي آلمان است. در اپراي ايتاليايي موتزارت اپرا سريا و اپرا بوفا تصنيف کرده است.

«اپرا سريا opera Seria» (اپراي جدي) ها عبارتند از:

«مهرداد پادشاه پونتو» در 1770، «رؤياي سيپيون» (18) که در سال 1772 از روي نمايشنامه ي «سيسرون» خطيب معروف رومي به مناسبت روز تولد ملکه ي اليزابت اتريش تصنيف شد، «لوچيوسيلا» (19) در سال 1773، «آسکانيو در آلب» (20) در 1771، «پادشاه چوپان» در 1775، «ايدومنئو پادشاه کرت» (21) در 1781 که مهمترين اثر موتزارت در اپراسريا است و «بخشايش تيتو» در 1791.

«اپرا بوفا Opera Buffa » (اپراي کميک) هاي موتزارت به ترتيب عبارتند از:

«دختر ساده» در 1786، «دختر باغبان» در 1775، «عروسي فيگارو» در1786 که معروفترين اپراي بوفاي اوست، «دون ژوان» (22) در 1787، «همه اين طور رفتار مي کنند» در 1790 «زينگ شپيل» (23) (نمايش آوازي)هاي وي عبارتند از: «سعيده» در 1779، «باستين و باستينه» (24) در 1768، « دستبرد در سرا» در 1782 و «مدير تماشاخانه» کمدي موزيکال در 1786 و «ني سحرآميز» در 1791 که معروفترين اپراي آلماني موتزارت است.

1) Salzburg

2) Nannerl

3) Maria Anna

4) Leopold

5) Scala

6) Sixtine

7) Miserere

8) Mannheim

9) Aloysia Weber

10) Idomeneo

11) Beaumarché

12) Don Giovanni

13) Clemenza di Tito

14) Ave Verum

15) Lacrimosa

16) Variation

17) Haffiner

18) Scipione

19) Lucio Silla

20) Ascanio in Alba

21) Idomeneo

22) Don Giovanni

23) Singspiel

24) Bastien und Bastienne

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 19:5  توسط رادی 01  | 

آهنگ جدید کاوه یغمایی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 18:47  توسط رادی 01  | 

اختر شناسی

مقدمه

اختر شناسی علمی است که به مطالعه اجرام آسمانی، مانند ماه، خورشید، ستاره ها، سیاره ها،
توده های گاز و غبار میان ستاره ها و کل جهان می پردازد. زمین به عنوان یک سیاره و ماهواره ها و سفینه های فضایی نیز در این علم مورد بررسی قرار می گیرند. اختر شناس معمولا به مشاهده مکان،  روشنایی نسبی، و چگونگی حرکت اجرام آسمانی می پردازد. اما بسیاری از اخترشناسان می کوشند تا بهره گرفتن از دانشهایی مانند فیزیک، شیمی، ریاضی، و با استفاده از ابزارهای گوناگون، مانند تلسکوپ، طیفنما، و کامپیوتر به پرسشهایی از  این قبیل پاسخ دهند که هر یک از اجرام آسمانی در چه فاصله از زمین قرار دارد، نور آن از چیست، از چه موادی ساخته شده است، دمای آن چقدر است، چه وقت و چگونه پدید آمده است، و با گذشت زمان چه تغییرهایی کرده است و چه تاثیری بر اجرام آسمانی دیگر دارد و آینده آن چگونه خواهد بود. اخترشناسی را علم نجوم یا ستاره شناسی و اخترشناس را منجم یا ستاره شناس نیز نامیده اند.

بعضی از اخترشناسان متخصصانی هستند که کار آنها مشاهده اجرام آسمانی به کمک تلسوپ است. بعضی دیگر، تئوری پردازانی هستند که با استفاده از اصول و قانونهای فیزیک و ریاضی به تعیین ماهیت جهان اشتغال دارند. اخترشناسان در شاخه های تخصصی بسیار کار می کنند. مثلا بعضی از آنها به بررسی ستاره ها و بعضی دیگر به بررسی خورشید و عده ای به بررسی سیاره ها مشغولند. عده ای نیز، که معمولا کیهانشناس نامیده می شوند، به بررسی ماهیت، ساختار، و تاریخچه جهان
می پردازند.

در اخترشناسی برخلاف بسیاری از رشته های علمی، غیر متخصصان نیز سهمی بسیار دارند. مثلا بسیاری از دنباله دارها و ستاره هایی که روشنایی آنها در تغییر است و همچنین نواختران، یعنی
ستاره هایی که ناگهان شروع به درخشش می کنند، به وسیله کسانی کشف شده اند که در زمینه اخترشناسی تخصص نداشته اند.

اخترشناسان قدیم تصور می کردند که مکانهای نسبی و حرکتهای اجرام آسمانی بر رویدادهای زمینی، مانند جنگ، تولد، مرگ، خوشبختی یا بدبختی تاثیر دارد. به همین سبب حرکتهای اجرام آسمانی را به دقت مورد مطالعه قرار می دادند. شاخه ای از اخترشناسی که بر پایه این اعتقاد پدید آمد احکام نجوم یا علم تنجیم نامیده می شد. کسی را که با این دانش سرو کار دارد احکامی می نامند. احکام نجوم از حدود 4000 سال پیش در میان بابلیها و بعدها در میان یونانیها و رومیها و سپس در میان مسلمانها رواج داشته و در گسترش اخترشناسی قدیم موثر بوده است. اما بسیاری از دانشمندان، در قرن هجدهم میلادی، احکام نجوم را مردود شمردند و کوشیدند تا رویدادهای زمینی و آسمانی را با قانونهای فیزیک و شیمی توضیح دهند.

مشاهده آسمان

اخترشناسان قرنها فقط به مطالعه چگونگی حرکتهای اجرام آسمانی اشتغال داشتند. رویدادها و واقعیتهای نجومی در زمان ما با آنچه در آن روزگار اتفاق می افتاد تفاوت ندارد. امروز هم مانند آن روزگار خورشید از مشرق طلوع می کند، آسمان را می پیماید، و در مغرب از دیدرس ما پنهان
می شود. پس از غروب خورشید، از مشرق آسمان، که رو به تاریکی می رود، نقطه های روشنی ظاهر می شوند که به نظر می رسد بیشتر آنها نسبت به یکدیگر ثابتند و گویی همگی به گنبدی بزرگ و سیاه که بر روی زمین گذاشته شده است چسبیده اند. از روزگاران باستان، هر یک از این نقطه های روشن به کندی حرکت می کنند و از میان گروههای گوناگون ستاره ها می گذرند. هر یک از این نقطه های روشن متحرک را سیاره  نامیدند. در آسمان روز، به سبب روشنایی بسیار زیاد خورشید، ستاره ها و سیاره ها در آسمان دیده نمی شوند، اما گاهی ماه را می توان دید. ماه در آسمان شب روشنترین جرم آسمانی است و به آسانی دیده می شود. اما شکل آن تغییر می کند، گاه به صورت هلال و گاه به صورت نیمدایره (تربیع)و گاهی به صورت دایره روشن (بدر) دیده می شود. هلال، تربیع، و بدر را اهلّه ماه می نامند.

در بعضی از شبها، ماه به قدری روشن است که بعضی از ستاره ها در آسمان دیده نمی شوند. اما در شبهایی که ماه در آسمان نیست، ستاره های بسیاری را می توان دید. سیاره ها معمولا زودتر از
ستاره ها ظاهر می شوند. سیاره ها و ستاره ها در آسمان شب بسیار شبیه یکدیگرند، ولی مکان
سیاره ها شب به شب نسبت به ستاره ها تغییر می کند. از این گذشته، نور سیاره ها یکنواخت است، در حالی که به نظر می رسد ستاره ها چشمک می زنند.

عده ای از سیاره ها، یعنی زهره، مشتری، مریخ، زحل و عطارد، را در آسمان شب بدون تلسکوپ به آسانی می توان دید. زهره روشنترین سیاره است، و روشنایی مشتری بعد از زهره از همه سیاره های دیگر بیشتر است. مریخ به سبب رنگ قرمز خود مشخص می شود. زحل را نیز می توان با چشم دید. اما برای دیدن حلقه های زیبای آن دست کم تلسکوپی کوچک لازم است. عطارد معمولا به قدری نزدیک خورشید است که دیده نمی شود. اما در بعضی از شبها آن را، در غرب آسمان، درست پس از غروب خورشید یا در شرق آسمان، درست پیش از طلوع خورشید می توان دید.

در آسمان شب در حدود 6000 ستاره را بدون تلسکوپ می توان تشخیص داد. شعرای یمانی روشنترین ستاره است. در زمانهای قدیم، اخترشناسان ستاره ها را بر اساس مقدار روشنایی آنها
طبقه بندی کرده بودند. روشنترین ستاره ها را قدر اول و ستاره هایی را که روشنایی آنها کمتر بود به ترتیب قدر دوم، قدر سوم، و .... می نامیدند. کم نورترین ستاره ها را که به زحمت با چشم دیده
می شدند قدر ششم نامیدند. اخترشناسان امروز این شیوه طبقه بندی ستاره ها را اصلاح کرده اند.

هر چند سال یک بار ممکن است جسم روشن دنباله داری را بدون تلسکوپ در آسمان مشاهده کرد. دنباله دارها سیاره هایی هستند که هر کدام از یک توده منجمد و دنباله ای از غبار تشکیل شده است و مداری مشخص به دور خورشید دارد. بیشتر دنباله دارها را تنها با تلسکوپ می توان دید، و حتی روشنترین دنباله دارها را هم فقط چند روزی می توان بدون تلسکوپ با چشم مشاهده کرد.

شهاب نیز جرم روشنی است که گاهی در آسمان شب دیده می شود. شهاب تکه ای کوچک یا بزرگ از سنگ یا فلز است که از فضاهای دوردست به جو زمین می رسد و بر اثر برخورد با مولکولهای هوا داغ و نورانی می شود. روشنایی شهاب چند ثانیه و گاهی تا چند دقیقه ادامه دارد. شهاب، معمولا پس از برخورد با جو زمین متلاشی و به ابری از گاز و غبار تبدیل می شود. گاهی نیز تکه ای از آن به زمین می رسد که سرد و منجمد می شود و به صورت سنگ در می آید. چنین سنگی را شهابسنگ می نامند.

آسمان شب از دید مردمانی که در نقاط مختلف زمین زندگی می کنند متفاوت است. مثلا در قطب شمال هرگز نمی توان ستاره های آسمان نیمکره شمالی را دید. اما در استوا در طول سال می توان همه ستاره های آسمان را مشاهد کرد. ولی مردم در همه جای زمین، در آسمان شب نواری روشن و مه مانند را می توانند ببینند که کهکشان راه شیری نام دارد.

از حدود پنج هزار سال پیش، مردمانی که در بین النهرین، مصر، و ایران زندگی می کردند، آسمان شب را به چند ناحیه تقسیم کردند و در هر ناحیه برای گروهی از ستاره ها بر حسب ظاهر، شکل خاصی در نظر گرفتند و آن شکل یا صورت فلکی را به نام قهرمان، شخص یا موجودی افسانه ای یا به نام جانور یا وسیله ای معمولی نامگذاری کردند.

بعضی از صورتهای فلکی عبارتند از دب اکبر (خرس بزرگ)، دب اصغر (خرس کوچک)، جبار
(مقتدر)، میزان (ترازو)، دجاجه (قو).

توصیفی که مردمان دوران باستان از صورتهای فلکی کرده اند هنوز هم درست است. از این رو،
می توان نتیجه گرفت که مکانهای نسبی ستارگان، دست کم در طول چند قرن تغییر محسوس
نکرده اند. به سبب ثابت ماندن مکانهای ستاره ها نسبت به یکدیگر آنها را ثوابت نیز می نامند.

هر چند مکانهای ثوابت نسبت به یکدیگر تغییر نمی کنند، مکان یک صورت فلکی یا مجموعه معینی از ستاره ها ثابت نمی ماند. مثلا اگر در یک شب، به مجموعه ای از ستاره ها در ناحیه معینی از آسمان نگاه کنیم، پس از چند ساعت متوجه خواهیم شد که آن مجموعه به طرف غرب کشیده شده است. مشاهده دقیقتر، مثلا با گرفتن عکس از راه بازگذاشتن دریچه دوربین به مدت چند ساعت، نشان می دهد که همه ستاره ها از شرق به غرب حرکت می کنند. در شرق به تدریج ستاره هایی تازه طلوع می کنند و در غرب عده ای از ستاره ها ناپدید می شوند.

در نیمکره شمالی، با گرفتن عکس از آسمان، مشاهده می شود که در طول شب، ستاره ها در خلاف جهت حرکت عقربه های ساعت به دور نقطه ای می گردند که قطب شمال فلکی نامیده می شود. علت این حرکت ظاهری، چرخش زمین به دور محورش از غرب به شرق است. در نزدیکی قطب شمال فلکی ستاره ای نسبتا روشن وجود دارد که ستاره قطبی یا جدی نامیده می شود. ستاره قطبی که در راستای محور زمین در بر فراز قطب شمال قرار دارد همیشه در آسمان در یک جا دیده
می شود و به نظر نمی رسد که حرکتی از شرق به غرب داشته باشد. به همین سبب، از روزگاران گذشته، این ستاره راهنمای مردمان و به ویژه دریانوردان در جهتیابی بوده است.

به سبب گردش سالانه زمین به دور خورشید، نظم طلوع و غروب ستاره ها با نظم طلوع و غروب خورشید هماهنگ نیست. به همین سبب منظره آسمان از شبی به شب دیگر اندکی تفاوت می کند. خورشید هر روز بخشی از آسمان را روشن می کند و بنابراین، نمی توان در روز ستاره های آن بخش را دید. اما به سبب گردش زمین به دور خورشید، بخشی از آسمان که در شب دیده می شود به تدریج تغییر می کند. زمین یک دور گردش خود به دور خورشید را تقریبا در 365 روز کامل می کند. به همین سبب، ستاره ها هر شب  ساعت، یا در حدود 4 دقیقه، زودتر طلوع و غروب
می کنند. مثلا اگر در آغاز یک شب، صورت فلکی معینی در ارتفاع زیاد در آسمان دیده شود، چند هفته بعد، به هنگام غروب خورشید در ارتفاع کم در غرب پدیدار می شود و سرانجام پس از چند هفته دیگر این صورت فلکی، پس از غروب خورشید، در آسمان دیده نمی شود.
دیدگاه اخترشناسان درباره جهان

اخترشناسان قدیم فکر می کردند که زمین مرکز جهان است و همه‌ی اجرام آسمانی به دور آن
می گردند. اما امروز می دانیم که زمین تنها یکی از نه سیاره منظومه شمسی است که به دور خورشید می گردند. خورشید خود تنها یکی از ستاره هاست.

ادامه دارد......................

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 20:46  توسط رادی 01  | 

کدهای موبایل

نوکیا
#06#*
سریال نامبر گوشی را نشان میدهد ( IMEI )

#92702689#*
نمایش : سریال نامبر گوشی ، تاریخ ساخت ، تاریخ فروش ، تاریخ آخرین تعمیرات ( 0000 به معنای نداشتن تعمیر قبلی) برای خروج از این صفحه باید گوشی را خاموش و دوباره روشن کنید.

#3370*
با این کد شما از حالت EFR استفاده خواهید کرد که باعث میگردد از حداکثر کیفیت صدای گوشی برخوردار شوید اما در عوض مصرف باطری شما کمی بالاتر خواهد رفت

بر روی گوشی نوکیا 3310 آزمایش شد و عمل کرد)


#3370#
حالت EFR را غیر فعال میسازد.

#4720#*
گوشی را در حالت کیفیت صدای پائین قرار میدهد و در عوض مصرف باطری شما درحدود 30 درصد کاهش میابد.

#4720#*
حالت قبل را غیر فعال میسازد.

#0000#*
و یا #9999#*
ورژن سیستم عامل گوشی ، تاریخ ساخت نرم افزار ، و نوع فشرده سازی را نشان میدهد.

#30#*
شماره های محرمانه گوشی را نمایش میدهد.

#67705646#*
در گوشیهای مدل 3310 و 3330 لگوی شبکه را حذف میکند ( IR-TCI )

#73#*
تایمر گوشی و همچنین تمام امتیازات بدست آمده در بازیها را Reset میکند.

#746025625#*
نمایش وضعیت سرعت clock سیمکارت گوشی. اگر گوشی شما دارای حالت SIM Clock Stop Allowed باشد به این معنا خواهد بود که گوشی شما میتواند درحالت کمترین میزان مصرف باطری درحالت Standby قرار بگیرد.


#2640#*
کد رمز فعلی گوشی را نشان میدهد. کد رمز گوشی در حالت عادی 12345میباشد.

#7780#*
RESET
گوشی یا همان بازگشت به حالت تنظیمات کارخانه ای. مناسب برای زمانیکه گوشی قاطی کرده است . درواقع درایو C گوشی را ریست میکند (ریست گوشی بدون حذف برنامه ها) بعد از وارد کردن این کد ، گوشی از شما تقاضای وارد کردن security code را خواهد داشت که اگر آنرا قبلا تغییر نداده باشید 12345 میباشد.)

#7370#*
فرمت گوشی . مناسب برای زمانیکه گوشی خیلی خیلی قاطی کرده است. درواقع این کد درایو C گوشی را فرمت میکند و البته تمامی برنامه ها و فایلهای موجود بر روی این درایو از بین خواهند رفت . بعد از وارد کردن این کد ، گوشی از شما تقاضای وارد کردن security code را خواهد داشت که اگر آنرا قبلا تغییر نداده باشید 12345 میباشد.)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 17:14  توسط رادی 01  | 

نیکی کریمی

چند عکس زیبا اگه آلبوم رو میخواهید در قسمت نظر دهید بگویید!

Image and video hosting by TinyPic">عکس1

Image and video hosting by TinyPic">عکس2

Image and video hosting by TinyPic">عکس3

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 16:29  توسط   | 

مصاحبه با علی ویروس

 ما یک مصاحبه با علی ویروس ترتیب دادیم که در ادامه ی مطلب میتونید دانلود کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 20:48  توسط رادی 01  | 

آيا ميدانيد

 
آيا ميدانيد

1) فقط یک نفر از یک میلیارد نفر بیش از 116 سال عمر می‌کند.
2) هر آمریکایی به طور میانگین 2 کارت اعتباری دارد.
3) قلب انسان می‌تواند خون را 10 متر به بیرون پرتاب کند.
4) متداولترین نام در دنیا محمد است.
5) زبان قویترین ماهیچه در بدن است.
6)‌ روز تولد شما حداقل با 9 میلیون نفر دیگر یکی است.
7) ستاره دریایی مغز ندارد.
8) زنان تقریبا 2 برابر مردان چشمک می‌زنند.
9)‌ شما نمیتوانید با حبس کردن نفستان خودکشی کنید.
10) انسان‌های راست دست به طور میانگین 9 سال بیش از چپ دست‌ها عمر می‌کنند.
11) لئوناردوداوینچی قیچی را اختراع کرد.
12) درآمد مایکل جوردن از کمپانی نایک، بیش از درآمد تمام کارکنان این کمپانی در کشور مالزی است.
13) هیچ کلمه ای در زبان انگلیسی با کلمه month هم قافیه نمی‌شود.
14) مورچه ها بعد از مرگ در اثر سم پاشی به پهلوی راست می‌افتند.
15) هر انسانی در طول زندگی‌اش به طور میانگین 8 عنکبوت را در حال خواب می‌خورد.
16) گربه ماهی بیش از 27000 عضو چشایی دارد.
17) کشتی ملکه الیزابت دوم بابت هر گالون سوختی که می‌سوزاند فقط 1.5 متر حرکت می‌کند.
18) صندلی الکتریکی را یک دندانپزشک اختراع کرد.
19) یک سوسک حمام می‌تواند 9 روز بدون سر زندگی کند تا اینکه از گرسنگی بمیرد.
20) یک کوروکودیل نمی‌تواند زبانش را بیرون در بیاورد.
21) حلزون می‌تواند 3 سال بخوابد.
22)‌ اگر جمعیت چین به شکل یک صف از مقابل شما راه بروند، این صف به خاطر سرعت تولید مثل هیچ‌وقت تمام نخواهد شد.
23) خطوط هوایی آمریکا با کم کردن فقط یک زیتون از سالاد هر مسافر در سال 1987 توانست 40000$ صرفه‌جویی کند.
24) ملت آمریکا بطور میانگین روزانه 73000 متر مربع پیتزا می‌خورند.
25) چشم‌های شترمرغ از مغزش بزرگتر است.
26) پروانه‌ها با پاهایشان می‌چشند.
27) گربه‌‌ها می‌توانند بیش از یکصد صدا با حنجره خود تولید کنند در حالیکه سگ‌ها کمتر از 10 تا!
28) تعداد چینی‌هایی که انگلیسی بلدند، از تعداد آمریکایی‌هایی که انگلیسی بلدند، بیشتر است!!
29) دوئل کردن در پاراگوئه آزاد است به شرطی که طرفین خون خود را بر گردن بگیرند.
30) فیل‌ها تنها حیواناتی هستند که نمی‌توانند بپرند.
31)‌ هر بار که یک تمبر را میلیسید 10/1 کالری انرژی مصرف می‌کنید.
32) فورییه 1865 تنها زمانی بود که ماه کامل نشد.
33) کوتاهترین جمله کامل در زبان انگلیسی I am است.
34) اگر یک ماهی قرمز را در یک اتاق تاریک قرار دهید، کم کم رنگش سفید می‌شود.
35) اگر به صورت مداوم 8 سال و 7 ماه و 6 روز فریاد بزنید، انرژی صوتی لازم برای گرم کردن یک فنجان قهوه را تولید کرده‌اید.
36) کوتاه‌ترین جنگ در تاریخ در سال 1896 بین زانزیبار و انگلستان رخ داد که 38 دقیقه طول کشید.
37) هیچ‌وقت نمیتوانی با چشمان باز عطسه کنی.
39) تعداد انسان‌هایی که به وسیله خر کشته می‌شوند، از انسان‌هایی که در سانحه هوایی می‌میرند بیشتر است.
40) یکی از شگفتی‌های ریاضی این است‌ که وقتی عدد 111111111 را در خودش ضرب كنی، جواب خواهد شد؛ 12345678987654321

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 19:25  توسط رادی 01  | 

نام باشگاه: بارسلونا FCBarcelona

نام باشگاه: بارسلونا FCBarcelona

تاسيس : 1899

 

سايت اختصاصي: www.FCBarcelona.com

ورزشگاه : نيوكمپ campnou

شماره تماس روابط عمومي باشگاه: 0034934963600

رنگ لباس : پيراهن آبي وقرمز، شورت آبي

بارسلونا شهري درايالت باسك واقع در نيمه شرقي كشور اسپانياست. اين قسمت از كشور اسپانيا هميشه مشكلات زيادي براي دولتمردان اين كشور به وجود آورده است. كاتالان ها هيچ كدام از حكومت هاي اسپانيايي را نمي پذيرند و به دنبال استقلال هستند! بنابراين دشمن اصلي سلطنت اسپانيا محسوب مي شوند.

 

در سال 1899 كاتالان ها بر آن شدند كه با تاسيس يك تيم فوتبال ، عقايد و نظريات خود را به اين سبك مطرح كنند.

به دليل همان فشارهاي سياسي، بارسلونا درابتدا مشكلات زيادي داشت. اين تيم دورنگ آبي و اناري را به عنوان نماد كاتالان ها برتن كرد و دراولين بازي خود در يك ديدار دوستانه به مصاف يك تيم محلي انگليس رفت و با يك گل شكست خورد. اما چيزي به آغاز روزهاي طلايي مردان كاتالان باقي نمانده بود.

 

استارت از اولين جام!

مردان بارسا اولين برگ از تاريخ افتخارات خود را درهمان اولين جام قهرماني باشگاه هاي اسپانيا ورق زدند. اناري ها در سال 1929 اين جام را به خانه بردند تا اقتدار خود را در فوتبال اسپانيا به اثبات برسانند. بارسلونا مجموعاً 15 بار ديگر اين عنوان را به دست آورد. آخرين قهرماني اين تيم در رقابت هاي لاليگا در سال 1999 به دست آمد.

 

بارسا كه 24 بار جام حذفي باشگاه هاي اسپانيا را به دست آورده است، در صحنه رقابت هاي اروپايي نيز افتخارات كم سابقه اي داشته و هيچ گاه در مراحل انتخابي جام هاي اروپايي ناكام نبوده است. اين تيم تنها يك عنوان قهرماني جام يوفا را در كارنامه خود نمي بيند.

بارسلونا در سال 1961 اولين فينال اروپايي خود را تجربه كرد . فينالي كه با شكست مردان كاتالان حكم  نايب قهرماني آنها را صادر كرد. آبي و اناري ها در سال هاي 1986 و 1994 نيز در فينال جام قهرمانان اروپا شكست خوردند، اما قهرماني آنها در جام 1992 شيريني خاصي داشت.

 

بارسا سه بار در سال هاي 1979، 1982 و 1989 عنوان قهرماني جام برندگان باشگاه هاي اروپايي را نيز به دست آورده است. اين تيم چندين بار به دليل بدشانسي از راهيابي به جام هاي اروپايي باز مانده است. در غير اين صورت شايد ويترين افتخارات كامل تري از خود به جا مي گذاشت. كسي چه مي داند شايد در فصل آتي تنها جام غايب در آلبوم بارسلونا يا همان جام يوفا نيز به نيوكمپ بيايد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 19:20  توسط رادی 01  | 

بزرگان ایرانی

آرش کمانگیر:

 

پهلوان ايراني در عهد منوچهر شاه که در تير اندازي سر آمد زمان خود بوده است که در جنگ ميان منوچهر و افراسياب قرار بر پرتاب کردن تيري ميگذارند تا مرز ميان ايران و توران را تعين کند آرش از طبرستان تيري پرتاب کرد که در مرو فرود آمد و بعد از آن جانش را در راه ايران زمين فدا نمود .

 

آناهیتا:

اردوی سوره آناهیتا ایزدبانوی همه ی آب های روی زمین و سرچشمه ی اقیانوس کیهانی است .او برگردونه ای سوار است که چهار اسب آن را می کشند : باد ، باران ، ابر و تگرگ . وی سرچشمه ی زندگی است و به همین دلیل جنگجویان در نبرد ، زنده ماندن و پیروزی را از او طلب می کنند .نزول او بر زمین چنین توصیف شده :

ای زرتشت ! اردوی سوره ناهید از آن (کره) ستارگان به سوی زمین آفریده ی اهورا فرود آمد ، و این چنین گفت اردوی سوره ناهید . ( یشت 5 ،88)

هنگامی که زردشت از او می پرسد آئین پرستیدن او چگونه است ، ایزد بانو پاسخ می دهد :

آن گاه گفت اردوی سوره ناهید ، به راستی که ای سپنتمان پاک ، ! با این ستایش مراسم مرا بجای آر .از هنگام برآمدن خورشید تا به وقت فرو رفتن خورشید از این زور (آب مقدس) من تو توانی نوشید ( و نیز) آتربانانی که از پرستش و پاسخ آگاه اند و خردمند آزموده ای که کلام مقدس در او حلول کرده باشد (یشت 5 ، 91)

در یک توصیف زنده و جاندار اردوی سوره آناهیتا ، با یک دوشیزه ی زیبا با قدی بلند ، بدنی نیرومند و پاک توصیف شده است : 

خوش اندام ،کمر به میان بسته ، راست بالا ، آزاده نژاد و شریف که یک جبه ی قیمتی پرچین زرین در بر دارد .به راستی همان طوری که در قاعده است برسم(شاخه ی گیاه انار) در دست با یک گوشواره ی زرین جلوه گر است .اردوی سوره آناهیتا بسیار شریف ، یک طوقی به دور گلوی نازنین خود دارد . او کمربند به میان می بندد تا سینه هایش ترکیب زیبا بگیرد و تا آنکه او مطبوع واقع شود .در بالای سر اردوی سوره ناهید تاجی با صد ستاره گذارده .یک تاج زرین هشت گوشه به سان چرخ ساخته شده با نوارها زینت یافته. زیبای خوب ساخته شده که از آن چنبری پیش آمده است .(یشت 5 ، 8-126)

در اوستا ، قهرمانان و ضد قهرمانان به یکسان آناهیتا را می ستایند .به درگاه او نیایش می کنند و قربانی به حضورش تقدیم می دارند .اهمیت این ایزد بانو را به بهترین وجه می توان در کشاکش میان خیر و شر و رویارویی میان پادشاهان و فرمانروایان توران –شمال شرقی ایران – مشاهده نمود .

 

 

جمشید :

جمشید یکی از پادشاهان اسطوره‌ای ایرانی است که در اوستا نیز نام او آمده‌است.پسر تهمورث - چهارمين پادشاه پيشدادي . که جشن نوروز را بنيان نهاد و رسوم و آيين هايي شادي براي ايرانيان بر جا گذاشت ، او را جم يا جمشاسب هم گفته اند . جمشید از دو واژه جم و شید تشکیل شده‌است. جم و یم از یک ریشه‌است و معنی دریا و اقیانوس می‌دهد و شید یعنی درخشندگی همیشگی و هم معنی خور است که برای مبالغه در معنی با خورشید بکار رفته‌است. جمشید بر روی هم مفهوم جم درخشان، دریای نور ،خورشید تابان ،دریای تابناک، فروغ جاودان را می‌رساند

برپایه اوستا جمشید پادشاهی بود که آریاییان را پس از یخبندان بزرگی از سرزمینهای سرد به بیرون، به سوی ایرانویج رهنمون شد.در شاهنامه، جمشید، فرزند تهمورث و شاهی فرهمند است که سرانجام به خاطر خودبینی و غرور فرّه ایزدی را از دست می‌دهد و به دست ضحاک کشته می‌شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 18:36  توسط رادی 01  | 

if you saw anything that it

 

was wonderful know that was

 

the miracle of the merciful

 

god.who that make you better

 

than another THINGS.

 

so wake up from bad dream. sit

 

anywhere and think about your

 

GOD.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 18:33  توسط رادی 01  | 

مطالب قدیمی‌تر